خرید بک لینک

سلام به همگانامسال سال 1401 کمتر از 5 روز دیگه به پایانش نمونده و البته که تموم میشه ولی سخت سخت سخت، اذیت کننده بود و به معنای حقیقی پیر کننده بود و فرسایشی، از هر جهت از هر زاویه اذیت کننده بود، خدارو شکر که تماما باعث رشد و تکامل شد، غرغر کردن . گلگی معنی نداره و درست هم نیست چرا که خدا با تمام این اذیتهایی که بندگانش راه انداختن ولی هیچ وقت خدا گله شکایت نداشته و عاشقانه به بندگانش رسیدگی کرده و عشق ورزیده و اوست بینای حقیقی این موچودیت هستی، خالی از لطف نیست که اشاره کنم که سعی کنیم در سال بعد و سالهای بعد در پیشرفت باشیم و رشد فکری و نگاهمون رو تغییر بدیم به کل وجودیت که باید هیچ چیزی رو جدید نگیریم، دلخور ناراحت غرغر گریه کینه نفرت فحاشی و حقه بازی نداشته باشیم و از تمام این صفات منفی دور باشیم چرا که هیچ چی حقیقت نداره و همه گذرا و رفتنی و نابود شدنیه و چیزی که می مونه وجودیت خودمونه و نحوه نگرش و رفتارمونه، گاهی نگاهی میکنم به گلی که جلوی خودمونه و در شرایطهای مختلف رشد کرده و در نهایت مرگش فرا میرسه، اون گل میتونست در شرایطی که گاه براش نامناسب بود عکس العمل نشون بده ولی مقاومت میکرد و باز هم رشد میکرد و ادامه داد تا جایی که نقطه و خط پایانیش فرا رسید و بدون هیچ عکس العمل تندی و عجیبی همه چی رو رها کرد و تمامما انسانها بیش از حالت طبیعی درگیری داریم، درگیری روحی روانی، جسمی و جنسی و مالی و ارتباطیو جالب اینجاست که با تمام آگاهی هایی که داریم و ادعاهایی که داریم ولی درست تصمیم نمیگیریمو بشدت رفتار خام نشون میدیمو در نهایت این خودمون هستیم که در درجه اول اذیت میشیم و بلافاصله اطرافیان رو هم اذیت میکنیمرها کنید هر چه که هست هر چه که گره وجود داره و در کمال آرامش زندگی

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 16:05

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زماناما بقدر فهم تو کوچک میشودو بقدر نیاز تو فرود می آیدو بقدر آرزوی تو گسترده میشودو بقدر ایمان تو کارگشا میشودو به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشودو به قدر دل امیدواران گرم میشودیادگاری از همکار بزرگوارم، پاسارگاد ط سعیدی نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۱/۱۲/۰۸ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ توسط فرهاد کسری| |

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: دوشنبه 15 اسفند 1401 ساعت: 14:14

خداوند عقیمان را فرزند میشود ناامیدان را امید می شود گمگشتگان را راه میشود در تاریکی ماندگان را نور میشود رزمندگان را شمشیر می شود پیران را عصا می شود و محتاجان به عشق را عشق می شود خداوند همه چیز می شود همه کس را به شرط اعتقاد به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح به شرط پرهیز از معامله با ابلیسبرچسبها: خدا نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۱/۱۲/۰۹ساعت ۹:۱۱ ق.ظ توسط فرهاد کسری| |

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: دوشنبه 15 اسفند 1401 ساعت: 14:14

با سلام به همه دوستان و مراجعه کنندگاندر این سالها که از آخرین بار مراجعه من به وبلاگمآخرین بار که اومدم و بار بعد دیگه نتونستم بیامچر که رمز وبلاگم رو فراموش کرده بودمخیلی خیلی خیلی خیلی ........................سعی کردم وارد مدیریت وبلاگم بشمولی هر بار با خطا و مشکلات عجیبی مواجعه میشدمگذشت تا که الان بامداد روز دوشنبه بیست چهارم بهمن سال 1401 ساعت حدودا 20 دقیقه بامداد موفق به ردیابی اکانت وبلام و تغییر رمز وبلاگم شدمخیلی خیلی ................. بی نهایت خوشحالمولی با تمام این سالها که گذشتخیلی اتفاقات برام افتاداول ورودم به بلاگفامادرمدایی و بزرگانی کنارم بودن ولی به رحمت خدا رفتندبا همکارم و دوستم و برادرم بودمو توسط او با دختری آشنا شدم که در مدت کوتاهی دلباخته او شدمولی سادگی و دلباختگی باعث اذیت روحی من شد و در نهایت با رفتن دختر سر زندگیشمن موندم با تمام رویاها و خاطراتم و قلب واقعا شکستهو بعد از اون من خیلی سعی داشتم که با بهترین دختر ازدواج کنم و بازم خیلی اذیت شدمنشد تا اینکه هفت سال گذشته ازدواج کردم ناگهانی و با واسطهبعد از چند سال با همکارم و دوستم و برادرم بعد از سالها بخاطر واقعا هیچ قطع رابطه شد و تمام کردمزندگی مشترکم بد نیست ولی آدما باید با جفت خودشون و هم فکر هم فرهنگ و هم مرام خودشون زندگی شروع کنننتیجه زندگی مشترک یک دختر از لطف خداکارم شده برم سر کارگاهی با خستگی روحیگاهی با روحیه عالی و بی نظیرگاهی چنان داغونم که بغض تمام وجودم رو میگیرهو حالا که نزدیک چهل و سه سالگی شدماز آینده هیچ نمی دونمو میدونم بسیار سریع گذشت و افسوس دارم که ای کاش کند عبور میکردمدهه بیست سالگیم عالی و جون داااااااااااار بودمدهه سی سالگیم عالی بودو در دهه چهل از آینده هیچ نمی دون

برچسب: نویسنده: باران جعفری تاريخ: سه شنبه 2 اسفند 1401 ساعت: 17:20

صفحه بندی